ابن خلدون ( مترجم : آيتى )

562

تاريخ ابن خلدون ( فارسي )

پيروزى يافته بودند و از باقى ماجرا خبر نداشتند ديد كه در عباسه اجتماع كرده‌اند ، اين بود كه راه كج كرده به بلبيس و سپس به قلعه رفت . سپاهيان شام چون از هزيمت الملك الناصر آگاه شدند از پى او پاى به گريز نهادند و در دمشق به او پيوستند . آيبك به قاهره بازگرديد و بنى ايوب را در قلعه حبس كرد و از آن ميان الملك الصالح اسماعيل و وزير او ابن يغمور را كه پيش از اين دربند كرده بود بكشت . چون الملك الناصر صلاح الدين يوسف به شام رسيد كمبودهاى لشكر خود را بر طرف ساخت و بشتاب راهى مصر گرديد و در سال 650 در غزه فرود آمد . لشكريان مصر به جنگ او بيرون آمدند و مدتى دو سپاه در برابر يك ديگر ايستادند . تا آنگاه كه نجم الدين بادرائى رسول خليفه المستعصم باللّه برسيد و ميان دو گروه آشتى برقرار كرد . بدين طريق كه قدس و ساحل تا نابلس از آن الملك المعز آيبك باشد و مرز ميان دو كشور رود اردن باشد و كار بر اين قرار گرفت و هر يك به ديار خود بازگرديد . المعز آيبك نيز آن گروه از امراى ايوبى را كه روز نبرد حبس كرده بود آزاد نمود . و للّه سبحانه و تعالى اعلم . جنگ عربها در صعيد با اقطاى چون الملك الصالح سرگرم نبرد با فرنگان بود عربهاى صعيد فساد آغاز كردند . آنان بر گرد الشريف خضر الدين ابى ثعلب بن نجم الدين عمر بن فخر الدين اسماعيل بن حصن الدين ثعلب الجعفرى ، از فرزندان جعفر بن ابى طالب ، گرد آمدند . اين خاندان از حجاز پس از جنگهايى كه در حوالى مدينه با بنى اعمامشان داشتند ، و مغلوب ايشان شدند به ناحيهء صعيد آمدند . عربهاى صعيد همگان بر فرمان او درآمدند و سر به شورش برداشتند . اين شورش همچنان ادامه داشت تا الملك الصالح ايوب درگذشت و دولت ترك در مصر به وجود آمد . آنان نيز سرگرم فرونشاندن فتنهء بني ايوب شدند و به اين عربهاى عصيانگر نپرداختند . چون الملك المعز آيبك از كار الملك الناصر يوسف بپرداخت و با او پيمان صلح بست ، فارس الدين اقطاى و عز الدين آيبك افرم ، امير مماليك بحريه را به سركوبى ايشان فرستاد . آنان برفتند و در نواحى اخميم با ايشان درآويختند و منهزمشان ساختند . الشريف بگريخت و جان خويش برهانيد ، ولى به زودى دستگير شد و به قتل رسيد و لشكر مصر به قاهره بازگرديد . و اللّه تعالى اعلم . كشته شدن اقطاى جامه‌دار و فرار مماليك بحرى نزد الملك الناصر يوسف و بازگشت آيبك به تخت فرمانروايى اقطاى جامه‌دار از امراى مماليك بحرى بود و فارس الدين لقب داشت . در مقام سلطنت و اتابكى همطراز الملك المعز آيبك بود . اقطاى همواره هواى آن داشت كه بر كرسى